خواب خرگوشی - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 5:14
*خواب خرگوشی چـــــه خــــبرآقا خبری هست!؟ خبری نیست فقط مردنش را زاغ همسایه دیروز جشن گرفت و گربه ها پنیر کپک زده اش را از فرط سادگی لیس زدند وتمام روباهای شهر من در خواب خرگوشی بی قســـم بی دروغ ... خـــــــــروس خوردند صمیم.ع.اسمعیلی کتاب امتدادسکوت + نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد ۱۳۹۶ساعت ...
دیدار - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 5:14
... *دیدار درکدامین قصه پنهان شده ای درکدامین فصل به برگریزان قامتم تکیه داده ای که رد انگشت های ابریت رامن برصفحه ی زرد خاطراتم کبود می بینم من تمام غروب هایم را به انتظار نفس تو آویخته ام به صبح وچشم هایم را طاق زده ام در کف پنجره های روبه بهار بدان بی تو هنوز می گذرد طوفان ازمسیر خوابهای پریشانم ...
همیشه مادر - تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 6:31
٭همیشه مادر سکوت می کرد دنیا درون قلب فراموشی درباورحافظه ای که آب رفته بود اما ... آب یادش بود کوتاهی شلوار روی بند یادش بود باهمین دستهای خورشید تراشیده اش رخت شب شسته بود بانور حال ... روی سنگفرش خیس انتظار نگاهش خاک دلواپسی می خورد وترس مرز نداشت درقرمزی خط های چشم به راه هنوز حک می شد جاپایش بر...
کفش - تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 6:31
... ٭کفش درد می کند احساسم باهر ضربه ی چکش روی میخی که صدایش... برمنحنی استخوانم راست می گردد وسوزش می غلتد از لای خستگی هایم باید دوباره این همه مسیر دست دردست اتوبوس های پر ازخالی فروبرم قدم هایم را به پاشنه ی داغ جاده ها وتیزی چشم هایم راگره زنم به نوک کفش های پشت پا خورده ام تادر خط به خط پیاده ...
دلم برای خدا تنگ است - تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 6:31
٭دلم برای خدا تنگ است سلام برادر ازکدامین معبد خورشید برمی گردی که چشم هایت روایتگر هفت آسمان است وپاهایت دربی تابی رفتن سکوت کرده است دقیقه ای برغبار تنهایی ام مهمان باش می خواهم بپرسم ازستاره هایی که درقاموس نور خدا راخواب می دیدند برادر از موشک بگو ، ازایمان ازشک چند قلب میان راه تپیدن را درقاب م...
عصرجمعه - تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 6:31
*عصرجمعه تاریخ لای شکسته های عمرم دست بریده اشک هایش را برمدارروزهایم می پاشد ایستاده ام ... بی عکس برغرش ماشین ها جاده روبروی دست هایم به صحرای پریشان اندوهم نمی رسد دلتنگی کف ساعتم می چرخد هیچ کس مرا باتنهایی نمی خواهد نمی برد برمی گردم... هواابریست کسی هنوز درایوان بغض هایم چتربدست منتظر نیست ×صم...
وزن فاصله - تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 6:31
... *وزن فاصله . هی با توام برگرد لطفن تکه ای از نگاهت زیر پلک هایم گیر کرده است اتوبوس دیر کرده نه ... ؟ امروز شاید روبروی این کاج های خشک باران لیز بخورد من وتو حتمن می خندیم ... آره ؟ بایست امتداداین سکوت به دوراهی می خورد کوله پشتیت سنگین نیست پاهایم وزن فاصله را تاب نمی آورد هی ... هی از چشم ها...
کمی لبخند - تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 6:31
٭کمی لبخند امروز هوا بد نیست لحــظه ها بهترند نزدیکتربیا ... باتصویرت نفس بکش هـــــا،کن شیشه ی دلتنگی باآسمان روسری ات پاک کن مه چشم هایم را کنارم باش تا ... صـندلی بگذاریم درچهارفصل روبه بهـــــــار پنجـــره باز کنیم چــای بنوشیم،حرف بزنیم بدویم درسرنوشت سبز شویم ازبوی درخت پشت بلوط های پیر جوانی ...